خداي روزهاي باراني آبان :* - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 22:25
لابه لاي صداي رعد و تگرگ و باران، صداي خدا مياد كه ميگه :" حيف اين همه هواي دو نفره كه تو يكي در اين سالها حروم كردي" احتمالا حدس هميشگي را زده كه حداقل جواب حاضر و آماده را براي اين سوالش دارم سريع تو صداي ماشين ها غيبش مي زنه... مي خواستم فقط براش دو نقطه ستاره بفرستما
و تو شب منی ... - تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 1:23
الليل تاريخ الحنين,وأنت ليلي شب تاریخ[تکرار] دلتنگی است و تو شب منی. * از محمود درویش
الساعة الآن أنا إلا.....انت* - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 15:23
عقریه های ساعت سالهات همین را نشان می دهد من از تو کم از محمود درویش
بادیگارد 2 - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 15:23
خیلی هامون حاج کاظم آژانس شیشه ای را دوست داشتیم و داریم , حاج حیدر ذبیحی بادیگارد و باورهاش هنوز برای عده ای قابل احترام هست. اما امان از "داوود-روبان قرمز" وای از سکوت دلش پشت اون صدای خراشیده و زخمی ممکنه که حاج کاظم "فاطمه و حیدر "راضیه را در کنارشون داشته باشند, ولی سهم داوود از محبوبه همون چشم...
آن را که شفا دانی , درد تو از آن باشد* - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 15:23
کاش این دل حرف حالیش بشه ... * مولانا
حسن عبدي - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 15:23
چرا اين بشر بيشتر نمي خونه، دوست دارم كمي ترافيك امشب بيشتر باشه تا چندين بار بتونم اين صدا و آواز را بشنوم. نفست گرم مرد پی نوشت: شعر, صدا. (الله . الله )
Breaking causality - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 14:53
دکتر میگه: با این فشاری که تو داری خیلی با دنیای اموات فاصله نداری, من موندم چجوری داری راه میری*؟!علیت را بردی زیر سوال اون هم به صورت عملی پیش خودم میگم: زندگی ما خیلی وقته از مخروط نوری خارج شده, تو این قسمت از فضا- زمان ی مینکوفسکی علیه الرحمه علیت هم نقض بشه, به هیچ جای دنیا هم نیست. *گزارش فعا...
چتر خیس - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 14:52
مهم نیست که چه حال و هوایی داشته باشی, بعضی آهنگا میتونه معجزه کنه. *
به همین ساعت قسم - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 14:52
گفتی"اندر خواب بینی بعد از این روی مرا!" ماه من!در چشم ...... آب هست و خواب نیست... *رهی معیری
وای بر احوال برگ بی درخت - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 14:44
خوبه که درختها همیشه سرشون رو به آسمونه ...
عدس پلو - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 19:17
در همه شئونات زندگی باید یه چیز تو مایه های عدس پلو* پیدا کنید, تا وقتی گذاشتند جلوتون, علیرغم گرسنگی و کیل مفرط تون , اشتهاتون در نطفه خفه بشه و تا چند وقت برای حفظ تعادل روحی و جسمی و فرم بدنی و اخلاقی هم شده سراغ اون شئونات نرید. * عدس پلو جان, با اینکه نه شکل و قیافه ات مثل سوپ ورمیشل داغونه و ن...
پيكر فرهاد - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 23:13
براي بار دوم دارم اين كتاب را مي خونم ، تك تك جمله هاي كتاب برام تازگي دفعه اول* را داره، شخصيت ها عليرغم انتزاعي بودن قصه برام آشنا هستند. سردي و تلخي يك قصه هم جاذبه هاي خودش را داره. * اين موضوع مطمئنا ربطي به كم حافظگي و بالا رفتن سن نداره ؛)
چند خود را زخیال تو به خواب اندازم *؟ - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:11
پس کی زمان بیداری هامون میشه؟! *صائب
عبرت خلق الله مان نفرما! - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:11
هر آدمي حق داره در هر لحظه از زندگيش كه خواست، زندگي، اعتبار، سرمايه و... چند ساله اش را به گند بكشه و تمامي پل هاي پشت سرش را نابود كنه، به شرطي كه نذاره و نخواهد در يك عمليات انتخاري كل نجاست اين گند را به زندگي بقيه منتقل كنه يا حواسش باشه رو اون پل هايي كه مي خواهد بشكنه ممكنه چند نفر ديگه با اط...
گمنام - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:16
دنبال نام نبودند, که نام و نشان شان ابدی شد.
داشتن یا بودن* - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 23:05
می تونم نخونده , قسم بخورم این کتاب ارزش خوندن را داره, کتابی که در دو سال گذشته 5 بار خریداری بشه و عین پنج بار هر روز صبح تو کیف ات به قصد خونده شدن از خونه مون بره بیرون, و شب تو کیف یک آدم دیگه برگرده به یه خونه و زندگی جدید ,مطمئنا خودش به درجه ای از شعور رسیده که به تو حالی کنه که, "ببین این د...
خدا زيادشون كنه - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 13:35
جدا از ترافيكي كه هميشه ازش متنفرم، ديدن اين همه فينگيلي كلاس اولي با كوله هايي كه اندازه ي خودشون چقدر مي تونه حال صبح شنبه م را خوب كنه.
چرا پاییز هیشکی بر نمی گرده؟ - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 9:45
آدم چطوری به دلش حالی کنه که اشتباه شده ؟ #چهرازی
زندگی در پیش رو - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 9:45
خوابیدیم, اما خواب راحت بی گناهان به سراغمان نیامد. خیلی در این باره فکر کردم....فکر می کنم این گناه کارانند که راحت می خوابند, چون چیزی حالیشان نیست و بر عکس, بی گناهان نمی توانند حتی یک لحظه چشم روی هم بگذارند, چون نگران همه چیز هستند. اگر غیر از این بود بی گناه نمی شدند. تعداد کتابهایی را که در ز...
افتخاری - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 16:04
دبیرستان که بودم, یک مغازه بود تو راسته ی خیابون حرم که آلبوم های جدید را می شد اونجا خرید, تو منطقه ی ما اون مغازه با اون شکل و شمایل استاد لطفی طور صاحب مغازه اش ,برای خودش جای خفنی محسوب می شد . با اومدن آلبوم نیلوفرانه شدم معتاد صدای افتخاری و تقریبا بیشتر نوار کاست های بعدی ش را از همون مغازه م...

برچسب‌های محبوب

هل من مدکر | چنین است رسم سرای سپنج | چرا پاییز هیشکی بر نمی گرده | پيكر فرهاد | وای بر احوال برگ بی درخت | چتر خیس | breaking causality | نقطه سر خط | low battery